خرید بک لینک
سلام زیبای من یکم تاریخ مطالب با تاخیر گذاشته میشه به خاطر اینکه مامانی یکم درگیر وجود نازنین اقا محمد هست ، پانیذ مهربونم دختر زیبا خیلی خوبه که تو هستی مامانی ، با تمام وجودم بودنت و پرستش میکنم مرسی از خدای مهربونم که نعمت داشتن شمارو بهم داد، اینم پیک کلاس اول زیبای من .

زباران است و شب چون جنگلی انبوه
از زمین آهسته می روید
با نواهایی به هم پیچیده زیر ریزش باران
با خود او را زیر لب نجواست
سرگذشتی تلخ می گوید
کوچه تاریک است
بانگ پایی می شود نزدیک
شاخه ای بر پنجره انگشت می ساید
اشک باران می چکد بر شیشه تاریک
من نشسته پیش آتش در اجاقم هیمه می سوزد
دخترم
خفته در گهواره می جنباندش مادر
شب گران بار است و باران همچنان یکریز می بارد
سایه باریک اندام زنی افتاده بر دیوار
بچه اش را می فشارد در بغل نومید
در دلش انگار چیزی را
می کنند از ریشه خون آلود
لحظه ای می ایستد خم می شود آهسته با تردید
رعد می غرد
سیل می بارد
آخرین اندیشه مادر
چه خواهی شد ؟
آسمان گویی ز چشم او فرو می بارد این باران
باز باران است و شب چون جنگلی انبوه
بر زمین گسترده هر سو شاخ و برگش را
با صداهایی به هم پیچیده دارد زیر لب نجوا
من نشسته تنگ دل پیش اجاق سرد
دخترم
خفته در گهواره اش آرام

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 3:40 توسط مامانی |

برچسب: گرفتن,پیک,نوروزی, نویسنده: پارسا محبی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

صفحه بندی